آرمین آرام فر چهارشنبه 22 آذر 1396 10:53 ب.ظ نظرات ()
موضوع صدای بآرآن
عنوآن:من وآغوش آسمانی شب
آسمان که میباردتمام وجودم رادرآغوش میگیرد
گاهی حس میکنم که قدم زدن درجاده های بارانی مرابه تک تک صدای تپش های قلبم نزدیک ترمیکند.
راه میروم وبه حرف های دلم گوش فرامیدهم وگاهی آنقدرغرق حرف هایش میشوم که فراموش میکنم دنیای اصرافم را؛فقط صدای باران یادم میماندوقطرات اشک آسمان؛اشک هایم فرومیریزدوقتی میشنودناله های بی صدای قلبم را...
انگارحرف حرف صدایش مثل قطرات باران به وجودم تنه میزند...
حرف دلم رامیشنوم وبه خاطرشکستن آن اشک میریزم؛چراکه گاهی ازروی بغض میخندم وگاهی ازگریه قهقهه میزنم....
ابرهامیبارندومیبارندوآسمان مرادرآغوش بارانی خودمیفشارد....
صدای باریدن باران وصدای باریدن چشمانم وباریدن حرف های دلم دروسعت آسمان شب مرابه تنهایی هالحظه به لحظه نزدیک ترمیکندوچه دردناک است دوری قلب هاباوجودما!
پس توهم گوش کن به حرف هایش وناله های بی صدایش رابشنوواورادرک کن وباباران هم صداشو!